حافظ

غزل 102 | دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد

دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد

من نیز دل به باد دهم، هر چه باد باد

کارم بدان رسید که همرازِ خود کنم

هر شام برق لامِع و هر بامداد باد

در چینِ طرهٔ تو دل بی حِفاظِ من

هرگز نگفت مسکنِ مألوف یاد باد

امروز قدرِ پندِ عزیزان شناختم

یا رب روانِ ناصحِ ما از تو شاد باد

خون شد دلم به یادِ تو هر گَه که در چمن

بندِ قبایِ غنچهٔ گل می‌گشاد باد

از دست رفته بود وجودِ ضعیفِ من

صبحم به بویِ وصلِ تو جان باز داد، باد

حافظ نهادِ نیکِ تو کامت بر آورد

جان‌ها فدایِ مردمِ نیکو نهاد باد

تعبیر

نتیجهٔ فال نیک است؛ نیت شما به وصال و گشایش نزدیک است.

تعبیر عامیانه

این فال روی هم رفته روشن است. نیتت دور از دسترس نیست؛ یک قدم کوچک بردار. نشان نزدیکی هست. حرف راست را بزن، بازی درنیاور. برای کار و پول، در را باز بگذار؛ امضا را عجله نکن.

تعبیر نو

پیام فال گشایش است. نیتی که با نیت پاک گرفته‌اید، اگر پیگیری شود، به نتیجه می‌رسد.

معنی

غزل با «دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد» شروع می‌شود. سخن از نزدیک شدن به یار است. وصال در حافظ گاهی دیدار است، گاهی آرام شدن دل. این معنی از خود بیت‌ها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.

عشق و دل

در عشق، نشان نزدیکی هست. گفت‌وگوی صادقانه از قهر بهتر است.

کار و زندگی

در کار و زندگی، شروع تازه یا گشایش مالی محتمل است. پیشنهاد را سبک‌سنگین کنید و امضا را عجله نکنید.

توصیه

نیت را عملی کنید: یک تماس، یک درخواست، یا یک تصمیم کوچک همین امروز.

تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.

خوانش سیدعلی موسوی گرمارودی — بازنشر با ذکر نام خواننده