غزل 26 | جانا ز چین زلف گشا پیچوتابها
جانا ز چین زلف گشا پیچوتابها
تا تابد از رخت به دلم آفتابها
تا حسن جانفروز تو بینند عاشقان
بردار یکدم از رخ خود این نقابها
هرکس که در بهشت وصال تو ره نیافت
دایم کشد به دوزخ فرقت عذابها
دایم به دوست رویبهرو خوش نشستهایم
داریم در میانه سؤال و جوابها
یارست در لباس دو عالم عیان شده
این نقش غیر چیست به رویش قبابها
سر دو کون از دل صافی خود بخوان
جانا چه حاجتست ترا با کتابها
آزادگی مجوی اسیری ز ما که هست
از زلف او به گردن جانم طنابها
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}