غزل 106 | جهان عکس رخ مه پیکر ماست
جهان عکس رخ مه پیکر ماست
همه ذرات ازآن رو رهبر ماست
جمالش چون بخوبان گشت ظاهر
ازآن سودای خوبان در سرماست
گشا چشم بصیرت تا به بینی
که حسن دلبران از دلبرماست
دلم چون عاشق آن روی زیباست
همه زشت و نکواندر خورماست
چو رویش از همه اوراق دیدم
ازآن رو جمله عالم دفترماست
چو غیر از من بعالم نیست ظاهر
همه ذرات عالم مظهر ماست
اسیری را کجا کثرت حجابست
چو وحدت دایما در منظرماست
مرا مطلوب از آن روگشت حاصل
که قطب و غوث اعظم سرور ماست
ز فیض نوربخش هر دو عالم
همه سر جهان پیدا برماست
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}