غزل 342 | ما آینه کون و مکان روی تو دیدیم
ما آینه کون و مکان روی تو دیدیم
جان دو جهان بسته بیکموی تو دیدیم
شد نرگس مخمور تو سرفتنه دوران
آشوب جهان غمزه جادوی تو دیدیم
ما قبله جانها بیقین روی تو گفتیم
محراب جهان را خم ابروی تو دیدیم
زنجیر دل خلق و کمند همه جانها
از سلسله حلقه گیسوی تو دیدیم
هر سو که رخ آرند بهر مذهب و هر دین
روی همه بی روی و ریا سوی تو دیدیم
هر عاشق اگر داد بمعشوق دگر دل
ما عشق همه بررخ دلجوی تو دیدیم
مجموع کتاب و همه آیات و معانی
مکتوب شده بر ورق روی تو دیدیم
خوی خوش عشاق تو ای کان ملاحت
یک شمه بروی تو که از خوی تو دیدیم
چون مهر رخت دید ز هر ذره اسیری
شیدای جهانش همه بر بوی تو دیدیم
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}