غزل 112 | آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
صبر و آرام توانَد به منِ مسکین داد
وان که گیسویِ تو را رسمِ تَطاول آموخت
هم تواند کَرَمَش دادِ منِ غمگین داد
من همان روز ز فرهاد طمع بُبریدم
که عنانِ دلِ شیدا به لبِ شیرین داد
گنجِ زر گر نَبُوَد، کُنجِ قناعت باقیست
آن که آن داد به شاهان، به گدایان این داد
خوش عروسیست جهان از رهِ صورت لیکن
هر که پیوست بدو، عمرِ خودش کاوین داد
بعد از این دستِ من و دامنِ سرو و لبِ جوی
خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد
در کفِ غصه دوران، دلِ حافظ خون شد
از فراقِ رُخَت ای خواجه قوامُ الدین، داد
تعبیر
فال میگوید نیت دیرتر از آنچه میخواهید میرسد؛ صبر کلید است.
تعبیر عامیانه
این فال نه خیلی شیرین است نه بنبست. کار پیش میرود، ولی امروز نتیجه را نخواه. غم هست، اما ته غزل بنبست نیست. امشب را سخت نگیر. برای کار و پول، در را باز بگذار؛ امضا را عجله نکن.
تعبیر نو
پیام فال صبر فعال است: دست روی دست نگذارید، اما نتیجه را امروز نخواهید. کار را پیوسته پیش ببرید.
معنی
غزل با «آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد» شروع میشود. بهار و گل یعنی نو شدن حال. غزل از باز شدن گره حرف میزند. نیاز و دعا در غزل هست؛ خواسته با تواضع دنبال میشود. این معنی از خود بیتها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.
عشق و دل
در دل و رابطه، فاصله هست. فشار آوردن نتیجه را دور میکند؛ حضور آرام مؤثرتر است.
کار و زندگی
در کار و زندگی، شروع تازه یا گشایش مالی محتمل است. پیشنهاد را سبکسنگین کنید و امضا را عجله نکنید.
توصیه
دعا را با کار همراه کنید. فقط انتظار کافی نیست؛ یک کار مشخص برای نیت انجام دهید.
تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}