شعر 21 | قوم عیسی را بُد اندر دار و گیر
قوم عیسی را بُد اندر دار و گیر
حاکمانْشان دَه امیر و دو امیر
هر فَریقی مَر امیری را تبع
بنده گشته میرِ خود را از طمع
این دَه و این دو امیر و قومشان
گشته بَندِ آن وزیر بَد نشان
اعتمادِ جمله بر گفتارِ او
اقتدای جمله بر رفتار او
پیش او در وقت و ساعت هر امیر
جان بدادی گر بدو گفتی بمیر
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}