بخش ۴۲ - بقیهٔ قصهٔ دعوت رحمت بلقیس را مولانا | کتاب دفتر چهارم

خیز بلقیسا بیا و ملک بین
بر لب دریای یزدان در بچین

خواهرانت ساکن چرخ سنی
تو بمرداری چه سلطانی کنی

خواهرانت را ز بخششهای راد
هیچ می‌دانی که آن سلطان چه داد

تو ز شادی چون گرفتی طبل‌زن
که منم شاه و رئیس گولحن