شعر 123 | گفت با درویش روزی یک خَسی
گفت با درویش روزی یک خَسی
که تُرا اینجا نمیداند کسی
گفت او گر مینداند عامیم
خویش را من نیک میدانم کیم
وای اگر برعکس بودی درد و ریش
او بُدی بینای من، من کور خویش
احمقم گیر احمقم من نیکبخت
بخت بهتر از لجاج و روی سخت
این سخن بر وفق ظَنَّت میجهد
ورنه بختم داد عقلم هم دهد
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}