حافظ

غزل 122 | هر آن‌که جانِبِ اَهْلِ خُدا نگه دارد

هر آن‌که جانِبِ اَهْلِ خُدا نگه دارد

خُداش در همه حال از بَلا نگه دارد

حَدیثِ دوست نگویم مَگَر به حَضْرَتِ دوست

که آشنا، سُخَنِ آشنا نگه دارد

دلا، مَعاش چُنان کُن که گر بِلَغْزَد پای

فرشته‌ات به دو دستِ دُعا نگه دارد

گَرَت هَواست که مَعشوق نَگْسَلد پِیمان

نگاه دار سرِ رشته تا نگه دارد

صَبا بر آن سَرِ زُلْف اَر دِلِ مرا بینی

ز رویِ لُطْف بگویش که جا نگه دارد

چو گفتمش که دلم را نگاه دار، چه گفت؟

ز دَسْتِ بَنده چه خیزد؟ خُدا نگه دارد

سَر و زَر و دل و جانم، فَدایِ آن یاری

که حَقِّ صُحْبَتِ مِهْر و وَفا نگه دارد

غُبارِ راهگذارت کجاست تا «حافِظ»

به یادگارِ نَسیمِ صَبا نگه دارد

تعبیر

نتیجهٔ فال روشن و امیدوارکننده است؛ کار نیت‌شده راه می‌افتد.

تعبیر عامیانه

این فال روی هم رفته روشن است. نیتت دور از دسترس نیست؛ یک قدم کوچک بردار. برای کار و پول، در را باز بگذار؛ امضا را عجله نکن.

تعبیر نو

پیام فال گشایش است. نیتی که با نیت پاک گرفته‌اید، اگر پیگیری شود، به نتیجه می‌رسد.

معنی

غزل با «هر آن‌که جانِبِ اَهْلِ خُدا نگه دارد» شروع می‌شود. بهار و گل یعنی نو شدن حال. غزل از باز شدن گره حرف می‌زند. نیاز و دعا در غزل هست؛ خواسته با تواضع دنبال می‌شود. این معنی از خود بیت‌ها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.

عشق و دل

حال دل نیازمند توجه است. محبت را نشان دهید، اما انتظار معجزهٔ یک‌شبه نداشته باشید.

کار و زندگی

در کار و زندگی، شروع تازه یا گشایش مالی محتمل است. پیشنهاد را سبک‌سنگین کنید و امضا را عجله نکنید.

توصیه

نیت را عملی کنید: یک تماس، یک درخواست، یا یک تصمیم کوچک همین امروز.

تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.

خوانش سیدعلی موسوی گرمارودی — بازنشر با ذکر نام خواننده