شعر 28 | همه هر چه گفتی و دیدی ز پیش
همه هر چه گفتی و دیدی ز پیش
پدید آمد از فرقه ی زشت کیش
چو دیدند تنها و بی یاورم
جدا از سپهدار و از لشگرم
سپه گرد کردند برکین من
نجویند جز نقض آیین من
پی دفع این قوم خودکامه را
به هر جا که برخوانی این نامه را
عنان باز گردان و زیدر شتاب
مرا یاب برباد نارفته،آب
بیا بت شکن شو براهیم وار
برآور از این بت پرستان دمار
و گرنه از این مردم بت پرست
شود این بنای برآورده پست
هیونی روان کرد پویان چو باد
که زودش رساند به سالار راد
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}