غزل 29 | جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را
جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را
بیخود از کیفیت دیدار خود کن باده را
پنجهی خورشید سازد خشت بالین زیر خاک
هر که دست از مهر گیرد مردم افتاده را
دست تاراج خزان کوتاه از سرو سهی است
شد تهی دستی حصار عافیت آزاده را
بیحضور اوقات خود را فوتکردن ابلهی است
زندگی چون مرگ باشد تن به غفلتداده را
از برای سجدهاش در قبلهی افتادگی
ر زمین هر نقش پا محراب باشد جاده را
در کمینگاه ریا زاهد پی خونریز عام
نَطْع و ریگ خود شمارد سبحه و کباده را
گلشنش گلخن بهارش دی بهشتش دوزخ است
نورس از یار و دیار خویش دور افتاده را
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}