غزل 40 | به جوش گرمی بازار دیدهای خود را
به جوش گرمی بازار دیدهای خود را
از آن به چشم خریدار دیدهای خود را
دمی ز دیده و دل چشم بر نمیداری
در این دو آینه بسیار دیدهای خود را
ز سایهی نگهت رم کنی که ترسیده است
ز خویش چشم تو پُر کار دیدهای خود را
ز خود چو شبنم گل چشم بر نمیداری
که خرمن گل بیخار دیدهای خود را
سراغ خود ز من ای خود پرست میگیری
نهان به خویش گرفتار دیدهای خود را
چو دل به گرد تو چون کاینات میگردند
به رنگ نقطهی پرگار دیدهای خود را
تو طور نورس و آداب را چه میدانی
همیشه بر سر بازار دیدهای خود را
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}