غزل 172 | داغ مرا چو یاد تو ناسور میکند
داغ مرا چو یاد تو ناسور میکند
طوفان بیقراری دل شور میکند
بر زخم من که تشنهلب تیغ قاتل است
الماس کار مرهم کافور میکند
در هستیام نهانی و محرومم از وصال
نزدیکی زیاد مرا دور میکند
در موج سلسبیل کشد دفتر گناه
هر کس که چارهٔ من مخمور میکند
در دیده هر که سرمهٔ وحدت کشیده است
او راد خود ترانهٔ منصور میکند
تن زن که از غبار جفاچینی سپهر
خاک سیه به کاسهٔ فغفور میکند
از نیش جانگزا فلک پرستاره
نورس خیال خانهٔ زنبور میکند
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}