غزل 334 | حسن از که جام گیرد مست از چه گشت عاشق
حسن از که جام گیرد مست از چه گشت عاشق
عذرا چرا برد دل دل را دهد چه وامق
در حسن از که گل کرد این شیوه های الوان
نظاره را که آموخت ادراک این دقایق
آب بقا که آمیخت با زهر ناز مژگان
در لعل لب که ترکیب کرده است شهد فایق
آثار حسن تا عشق سدی بود خدایی
از گلشن حقیقت گل کرده این شقایق
از نقش می توان دید چون روزگار نقاش
خلق است در حقیقت مرآت حسن خالق
از مصحف الهی دل آیتی است محکم
از منطق تجلی جان حجتی است ناطق
از حق به هیچ صورت چون نگذرد محقق
معلوم بر تو نورس گردیده این حقایق
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}