غزل 354 | فرصتی کو تا به کام آن لعل شکّرخا مکم
فرصتی کو تا به کام آن لعل شکّرخا مکم
گر لب سیب زنخدان گه لب بالا مکم
جبهه را چین آشنا کردی مکیدم چون لبت
جان من گر از مکیدن رنجه گشتی وامکم
تا شد از شهد لبت صهبا و ساغر کامیاب
گه زبان دختر رز گه لب مینا مکم
دوزخستانی است از داغ جگر جیب دلم
آتشم تسکین نیابد گر لب دریا مکم
شهد دنیا نورسا دیدم زهر آمیز بود
زین پس از هر نقل عیش لعل استغنا مکم
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}