غزل 480 | شد از رنگ زری رو زعفرانی
شد از رنگ زری رو زعفرانی
خزان پیما بهار زندگانی
بلندی های مو بینم ز ابرو
کشیده تیغ بر روی جوانی
کشد در خون مر آن خال نیلی
بود مبرم بلای آسمانی
دهد تعلیقه ی خط بناگوش
به دل تحصیل عمر جاودانی
ز لطف خال لب شد نقد بر من
گذارد مهر بر لب مهربانی
ز موی بکر مضمون خامه بستن
گشاید چهره ی حسن معانی
شنیدم پا به چشم رنجه سازی
زعین مهر و سیر جان فشانی
فزون از رشحه های اشک از این عزم
کند هر ذره ام رقص روانی
بگو خواب مرا بستی سبب چیست
بس است ای مدعی افسانه خوانی
رساند درد هر دم از ته دل
سلام جان به یاران زبانی
چو دیوان تو نورس یافت تذهیب
به جدول رفت آب زندگانی
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}