غزل 74 | عید شد، خوبان به عزم مجلس و می میروند
عید شد، خوبان به عزم مجلس و می میروند
دردمندان راه میپرسند و از پی میروند
گر به گشتی میرود، تنها خوشست آن آفتاب
قاصد جان منند آنها که با وی میروند
چون گل و سنبل پریرویان ز آب و تاب می
طرهها آشفته و رخساره در خوی میروند
آنکه میرفتند با تکبیر و قامت، این زمان
با نوای ارغنون و ناله نی میروند
میرود شاهی ز کویت از دم سرد رقیب
بلبلان از بوستان در موسم دی میروند
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}