غزل 151 | ز لولیان چو بتم شاهدی به شنگی نیست
ز لولیان چو بتم شاهدی به شنگی نیست
به رنگ لعبت من لعبت فرنگی نیست
خیال قافیه جز آن دهان نیندیشم
که هیچ قافیه چو آن هان بتنگی نیست
اگر چه رستم دستان بود که کشته تست
که همچو چشم تو در رزم ترک جنگی نیست
زچیست کرده بروی تو جای خال سیاه
بباغ خلد اگر هندوان زنگی نیست
چو چنگ ناله آشفته در فلک پیچید
به غیر زهره مگو در سپهر چنگی نیست
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}