مثنوی 1 | با علم فتح دران راه دور
با علم فتح دران راه دور
سایه فشان شد بحد« کنت پور»
خان جهان ، حاتم مفلس نواز
گشت باقطاع «اودهٔ» سرفراز
از کف جود و کرم حق شناس
کرد فراهم سپهٔ بی قیاس
من که بدم چاکر او پیش از آن
کرد کرم آنچه که بد پیش از آن
تا زچنان بخشش خاطر قریب
بنده شدم لازمهٔ آن رکیب
در «اوده» برد ، ز لطفی چنان
کیست که از لطف بتابد عنان؟
غربت از احسانش چنانم گذشت
کم وطن اصل فراموش گشت
در «اوده» بخشش او تا دو سال
هیچ غم و ناله نبود از منال
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}