غزل 90 | دیوانه کرد زلف تو در یک نظر مرا
دیوانه کرد زلف تو در یک نظر مرا
فریاد ازان دو سلسله مشک تر مرا
سنگین دل تو سخت تر از سنگ مرمر است
کوه غم است بر دل ازان سنگ، مر مرا
دی غمزه تو کرد اشارت به سوی لب
تا بوسه ای دهد ز شکر خوبتر مرا
رویت گل و لبت شکر و این عجب که نیست
جز درد سر به حاصل ازان گل شکر مرا
گفتم لب ترا که مرا عشوه ای بده
از خود نداد عشوه کسی را مگر مرا
چون من ترا درون دل خویش داشتم
آخر چه دشنه داشته ای در جگر مرا
با خسروت شمار وصال است هر شبی
یک شب هم از طفیلی خسرو شمر مرا
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}