غزل 98 | ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش را
ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش را
روی ما بین و به ما ده رونمای خویش را
کف چو گنبدها کند هر دم صلای نوش کو
تا ز هر گنبد صدا یابی صلای خویش را
کبک رفتارا! یکی بخرام و پا بر لاله سای
بی حنا کن لعل پای لالهسای خویش را
دی شدی در باغ و گل از بهر گَرد افشاندنت
کرد صد پر کاله دامان قبای خویش را
هر طرف بهر مبارک باد نوروز بهار
میفرستد گل به کف کرده صبای خویش را
کبک کهساری! برو ای لاله، بر هر تیغ کوه
گام چندان زد که پر خون کرد پای خویش را
یک دم امروز از چمن ما را به مجلس راه ده
تا ستانیم از تو جام با صفای خویش را
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}