غزل 806 | من نشنیدم که خط بر آب نویسند
من نشنیدم که خط بر آب نویسند
آیت خوبی بر آفتاب نویسند
هجر کشیدیم تا به وصل رسیدیم
نامه رحمت پس از عذاب نویسند
صبر طلب می کنند از دل شیدا
همچو براتی که بر خراب نویسند
شرح رخ خوب و زلف غالیه گونت
بر ورق زر به مشک ناب نویسند
قصه خونریز این دو دیده خسرو
کاش بر آن چشم نیم خواب نویسند
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}