غزل 996 | دل بدین و بدو نخواهم داد
دل بدین و بدو نخواهم داد
جز به یار نکو نخواهم داد
بی تو، ای آرزوی سینه من
سینه را آرزو نخواهم داد
مهر تو بر کسی نخواهم بست
آب حیوان به جو نخواهم داد
گر به بستان شکوفه خواهم شد
بیوفایی چو تو نخواهم داد
بوسه ای گفته ای، توقف چیست؟
یا بده یا بگو، «نخواهم » داد
با رخت سوی گل نظر نکنم
دل به رنگ و به بو نخواهم داد
سگ کویت گزید خسرو را
بعد ازین هم از او نخواهم داد
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}