غزل 1193 | سوار من از من عنان در مکش
سوار من از من عنان در مکش
یک امروز از گفت من سر مکش
ز دل نقش ابروی خود برمگیر
به کشتن ز قربان کمان برمکش
اگر خنجر غمزه بهر سزاست
سر اینک فدای تو، خنجر مکش
چو سلطان شدی بر دلم خط میار
ولایت به فرمانست، لشکر مکش
مژه تیز بر جان خسرو مزن
چنان تیر بر صید لاغر مکش
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}