حافظ

غزل 163 | گل بی‌رخِ یار خوش نباشد

گل بی‌رخِ یار خوش نباشد

بی‌باده بهار خوش نباشد

طَرفِ چمن و طوافِ بستان

بی‌لاله‌عذار خوش نباشد

رقصیدن سرو و حالتِ گُل

بی‌صوتِ هَزار خوش نباشد

با یارِ شکرلبِ گل‌اندام

بی‌بوس و کنار خوش نباشد

هر نقش که دستِ عقل بندد

جز نقشِ نگار، خوش نباشد

جان نقدِ مُحَقَّر است حافظ

از بهرِ نثار خوش نباشد

تعبیر

نتیجهٔ فال روشن و امیدوارکننده است؛ کار نیت‌شده راه می‌افتد.

تعبیر عامیانه

این فال روی هم رفته روشن است. نیتت دور از دسترس نیست؛ یک قدم کوچک بردار. حافظ اینجا ریا را می‌زند. ظاهر را کنار بگذار؛ دلت چه می‌خواهد همان را بگو. برای کار و پول، در را باز بگذار؛ امضا را عجله نکن.

تعبیر نو

پیام فال گشایش است. نیتی که با نیت پاک گرفته‌اید، اگر پیگیری شود، به نتیجه می‌رسد.

معنی

غزل با «گل بی‌رخِ یار خوش نباشد» شروع می‌شود. می و ساقی رمز رهایی دل‌اند. غزل می‌خواهد گره را شل کند، نه اینکه دستور عیش بدهد. این معنی از خود بیت‌ها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.

عشق و دل

حال دل نیازمند توجه است. محبت را نشان دهید، اما انتظار معجزهٔ یک‌شبه نداشته باشید.

کار و زندگی

در کار و زندگی، شروع تازه یا گشایش مالی محتمل است. پیشنهاد را سبک‌سنگین کنید و امضا را عجله نکنید.

توصیه

نیت را عملی کنید: یک تماس، یک درخواست، یا یک تصمیم کوچک همین امروز.

تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.

خوانش سیدعلی موسوی گرمارودی — بازنشر با ذکر نام خواننده