غزل 173 | در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد
در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
از من اکنون طمعِ صبر و دل و هوش مدار
کان تحمّل که تو دیدی همه بر باد آمد
باده صافی شد و مرغانِ چمن مست شدند
موسمِ عاشقی و کار به بنیاد آمد
بویِ بهبود ز اوضاعِ جهان میشنوم
شادی آورد گل و بادِ صبا شاد آمد
ای عروسِ هنر از بخت شکایت مَنِما
حجلهٔ حُسن بیارای که داماد آمد
دلفریبانِ نباتی همه زیور بستند
دلبرِ ماست که با حُسنِ خداداد آمد
زیرِ بارند درختان که تعلّق دارند
ای خوشا سرو که از بارِ غم آزاد آمد
مطرب از گفتهٔ حافظ غزلی نَغز بخوان
تا بگویم که ز عهدِ طربم یاد آمد
تعبیر
فال میانه است: نیت شدنی است، اما با تأمل و حوصله.
تعبیر عامیانه
این فال نه خیلی شیرین است نه بنبست. کار پیش میرود، ولی امروز نتیجه را نخواه. حافظ اینجا ریا را میزند. ظاهر را کنار بگذار؛ دلت چه میخواهد همان را بگو. برای کار و پول، در را باز بگذار؛ امضا را عجله نکن.
تعبیر نو
پیام فال صبر فعال است: دست روی دست نگذارید، اما نتیجه را امروز نخواهید. کار را پیوسته پیش ببرید.
معنی
غزل با «در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد» شروع میشود. ساقی و رندی اینجا سفارش باده نیست؛ ضد تظاهر است. حافظ میگوید راست باش، نه ظاهرساز. این معنی از خود بیتها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.
عشق و دل
حال دل نیازمند توجه است. محبت را نشان دهید، اما انتظار معجزهٔ یکشبه نداشته باشید.
کار و زندگی
در کار و زندگی، شروع تازه یا گشایش مالی محتمل است. پیشنهاد را سبکسنگین کنید و امضا را عجله نکنید.
توصیه
صبور بمانید، اما پیگیری را قطع نکنید. نتیجه با استمرار میآید.
تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}