غزل 179 | رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظرِ یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را
کسی مُقیمِ حریمِ حَرَم نخواهد ماند
چه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟
چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند
سرودِ مجلسِ جمشید گفتهاند این بود
که «جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند»
غنیمتی شِمُر ای شمع وصلِ پروانه!
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا! دلِ درویشِ خود به دست آور
که مخزنِ زَر و گنجِ دِرَم نخواهد ماند
بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشتهاند به زر
که «جز نکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند»
ز مهربانیِ جانان طمع مَبر حافظ
که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند
تعبیر
فال میانه است: نیت شدنی است، اما با تأمل و حوصله.
تعبیر عامیانه
این فال نه خیلی شیرین است نه بنبست. کار پیش میرود، ولی امروز نتیجه را نخواه. نشان نزدیکی هست. حرف راست را بزن، بازی درنیاور. مواظب حرف پشتسر و رقیب باش.
تعبیر نو
پیام فال صبر فعال است: دست روی دست نگذارید، اما نتیجه را امروز نخواهید. کار را پیوسته پیش ببرید.
معنی
غزل با «رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند» شروع میشود. سخن از نزدیک شدن به یار است. وصال در حافظ گاهی دیدار است، گاهی آرام شدن دل. نیاز و دعا در غزل هست؛ خواسته با تواضع دنبال میشود. این معنی از خود بیتها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.
عشق و دل
در عشق، نشان نزدیکی هست. گفتوگوی صادقانه از قهر بهتر است.
کار و زندگی
در محیط کار رقابت یا مانع هست. سند و شاهد نگه دارید؛ جدل علنی نکنید.
توصیه
دعا را با کار همراه کنید. فقط انتظار کافی نیست؛ یک کار مشخص برای نیت انجام دهید.
تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}