اوحدالدین کرمانی

شعر 151 | تو به دانی دوای جانم کردن

تو به دانی دوای جانم کردن

من هیچ دوای خود ندانم کردن

از تو کِششی و کوشش از من پس ازین

تا تو نکنی من چه توانم کردن