اوحدالدین کرمانی

شعر 191 | دُرّی است ثمین که آن به سفتن ناید

دُرّی است ثمین که آن به سفتن ناید

سرّی است نهان که آن به گفتن ناید

جان ده که مگر ازو بیابی بویی

کاین کار به خوردن و به خفتن ناید