اوحدالدین کرمانی

شعر 194 | عقل از ره تو حدیث افسانه برد

عقل از ره تو حدیث افسانه برد

در کوی تو ره مردم بیگانه برد

هر لحظه چو من هزار دل سوخته را

سودای تو از کعبه به بتخانه برد