اوحدالدین کرمانی

شعر 212 | تا در نرسد وعدهٔ هر کار که هست

تا در نرسد وعدهٔ هر کار که هست

سودت نکند یاری هر یار که هست

تقدیر به هر قضاءِ ناچار که هست

در خواب کند هر دل بیدار که هست