اوحدالدین کرمانی

شعر 235 | نی همچو منت به عمر یاری خیزد

نی همچو منت به عمر یاری خیزد

یاری چو منت به روزگاری خیزد

من خاک توم تو می دهی بر بادم

ترسم که میان ما غباری خیزد