اوحدالدین کرمانی

شعر 8 | خیز از سخن سرّ خود و کل بگذر

خیز از سخن سرّ خود و کل بگذر

و از خوی که عزّت است وز ذل بگذر

سیل است عقول و شرع پل بسته بَرو

در سیل مَیُفت و بر سر پل بگذر