حافظ

غزل 187 | دِلا! بِسوز! که سوزِ تو، کارها بِکُنَد

دِلا! بِسوز! که سوزِ تو، کارها بِکُنَد

نیازِ نیم‌شَبی، دَفْعِ صَد بَلا بِکُنَد

عِتابِ یارِ پَری‌چِهْرِه، عاشِقانِه بِکَش!

کِه یِک کِرِشْمِه، تَلافیِّ صَد جَفا بِکُنَد

زِ مُلْک تا مَلَکوتَش، حِجاب بَردارَنْد

هَر آن‌کِه خِدْمَتِ جامِ جَهان‌نَما بِکُنَد

طَبیبِ عِشْق، مَسیحا‌دَم است و مُشْفِق، لیک

چو دَرد، دَر تو نَبینَد؛ کِه را دَوا بِکُنَد؟

تو با خدایِ خود اَنداز کار! و دِل، خوش دار!

کِه رَحْم اَگَر نَکُنَد مُدَّعی‌، خُدا بِکُنَد

زِ بَخْتِ خُفْتِه مَلولَم، بُوَد که بیداری

بِه وَقْتِ فاتِحِهٔ صُبْح، یک دُعا بِکُنَد؟

بِسوخْت «حافِظ» و بویی به زُلْفِ یار نَبُرْد

مَگَر دِلالَتِ این دولَتَش، صَبا بِکُنَد

تعبیر

فال میانه است: نیت شدنی است، اما با تأمل و حوصله.

تعبیر عامیانه

این فال نه خیلی شیرین است نه بن‌بست. کار پیش می‌رود، ولی امروز نتیجه را نخواه. حافظ اینجا ریا را می‌زند. ظاهر را کنار بگذار؛ دلت چه می‌خواهد همان را بگو. برای کار و پول، در را باز بگذار؛ امضا را عجله نکن.

تعبیر نو

پیام فال صبر فعال است: دست روی دست نگذارید، اما نتیجه را امروز نخواهید. کار را پیوسته پیش ببرید.

معنی

غزل با «دِلا! بِسوز! که سوزِ تو، کارها بِکُنَد» شروع می‌شود. غم در بیت‌ها سنگین است. در زبان حافظ غم اغلب بیداری است، نه تمام شدن راه. نیاز و دعا در غزل هست؛ خواسته با تواضع دنبال می‌شود. این معنی از خود بیت‌ها ساخته شده؛ بازنویسی سایت دیگر نیست.

عشق و دل

حال دل نیازمند توجه است. محبت را نشان دهید، اما انتظار معجزهٔ یک‌شبه نداشته باشید.

کار و زندگی

در کار و زندگی، شروع تازه یا گشایش مالی محتمل است. پیشنهاد را سبک‌سنگین کنید و امضا را عجله نکنید.

توصیه

دعا را با کار همراه کنید. فقط انتظار کافی نیست؛ یک کار مشخص برای نیت انجام دهید.

تعبیر ادبی و سنتی است؛ جای مشورت پزشکی، حقوقی یا مالی نیست.

خوانش سیدعلی موسوی گرمارودی — بازنشر با ذکر نام خواننده