اوحدالدین کرمانی

شعر 43 | هر آبادی از غم او ویرانی است

هر آبادی از غم او ویرانی است

هر دانایی در ره او نادانی است

وآن کاو گوید که سرّ سرّش دانم

چون در نگری هنوز سرگردانی است