اوحدالدین کرمانی

شعر 46 | هر مرد که او پای درین راه افشرد

هر مرد که او پای درین راه افشرد

در شیشهٔ جام او چه صافی و چه دُرد

تا سر ننهی پای درین راه مِنه

کاین راه به بی سری به سر شاید برد