اوحدالدین کرمانی

شعر 74 | ای دوست میان من و تو گرنه دُوی است

ای دوست میان من و تو گرنه دُوی است

پس این که گهی نالد و گه نازد کیست

ما را همه عمر در طلب باید بود

گر من توم و تو من، طلب کاری چیست