اوحدالدین کرمانی

شعر 95 | یاری که وجود و عدمت اوست همه

یاری که وجود و عدمت اوست همه

سرمایهٔ شادی و غمت اوست همه

تو دیده نداری که بدو درنگری

ورنه زسرت تا قدمت اوست همه