اوحدالدین کرمانی

شعر 15 | ای دل به غم فراق رایی می زن

ای دل به غم فراق رایی می زن

بر چنگ امید او نوایی می زن

زنهار هزیمت مشو ار خسته شوی

افتاده و خسته دست و پایی می زن