اوحدالدین کرمانی

شعر 23 | هستم به وصالِ دوست دلشاد امشب

هستم به وصالِ دوست دلشاد امشب

وز غصّهٔ هجر گشته آزاد امشب

با یار نشسته و به دل می گویم

یا رب که کلید صبح گم باد امشب