اوحدالدین کرمانی

شعر 84 | ای خاک در تو سرمهٔ دیدهٔ دل

ای خاک در تو سرمهٔ دیدهٔ دل

یاد تو دوای دل شوریدهٔ دل

من می دهم انصاف که افسوس بود

سودای تو در دماغ پوسیدهٔ دل