اوحدالدین کرمانی

شعر 138 | از راحت اگر نصیب تو حرمان نیست

از راحت اگر نصیب تو حرمان نیست

از آز ببُر که آز را پایان نیست

مغرور کسی بود که در عالم دون

او را به سرای آخرت ایمان نیست