اوحدالدین کرمانی

شعر 140 | مسپار به عشوهٔ جهان خویشتنت

مسپار به عشوهٔ جهان خویشتنت

مگذار که گردد دو یکی پیرهنت

دشوار مکن جمع که باشد روزی

بسیار سخنها رود اندر کفنت