اوحدالدین کرمانی

شعر 158 | از طعم لب تو در شکر چیزی هست

از طعم لب تو در شکر چیزی هست

وز نور رخ تو در قمر چیزی هست

منکر مشو ای دوست که در عالم فقر

بیرون ز سر و ریش دگر چیزی هست