اوحدالدین کرمانی

شعر 208 | مستی زمی عشق و نه مستی زمی است

مستی زمی عشق و نه مستی زمی است

وآن کس که زمی مست بود مست کی است

دیوانه بهار دید گفتا که دَی است

جنبیدن هر کسی از آنجا که وی است