اوحدالدین کرمانی

شعر 252 | آن یار که در سینه جنون دارم ازو

آن یار که در سینه جنون دارم ازو

در هر مژه صد قطرهٔ خون دارم ازو

کنجی و دمی و محرمی می طلبم

تا شرح دهم که حال چون دارم ازو