اوحدالدین کرمانی

شعر 274 | آن نیست جهان و جان که پنداشته‌ای

آن نیست جهان و جان که پنداشته‌ای

این است ره وصل که بگذاشته‌ای

آن چشمه خورد خضر ازو آب حیات

در منزل تست لیکن انباشته‌ای