اوحدالدین کرمانی

شعر 96 | در دایرهٔ نقطهٔ پرگار جهان

در دایرهٔ نقطهٔ پرگار جهان

کس نیست که هست آگه از کار جهان

قصّه چه کنم مرگ زپس غم در پیش

احسنت زهی متاع بازار جهان