اوحدالدین کرمانی

شعر 37 | جز در دل و جان عاشقان جای تو نیست

جز در دل و جان عاشقان جای تو نیست

واندر سر و عقل جز تمنّای تو نیست

گر سوختم از آتش سودات رواست

خامی است که در پختن سودای تو نیست