اوحدالدین کرمانی

شعر 172 | عاشق شوی و از دل و جان اندیشی

عاشق شوی و از دل و جان اندیشی

دُردی کشی و زپاسبان اندیشی

دعوی محبّت کنی و لاف زنی

وانگه ز زبان این و آن اندیشی